تبليغاتX
دریچه
فرهنگ واندیشه

بسیاری از اصحاب قدرت، با این توجیه آزادی مردم را محدود می کنند که دادن آزادی به مردم باعث می شود تا عده ای از آن سوءاستفاده کنند و برای جلوگیری از این سوءاستفاده ها باید آزادی را محدود کرد. مثلا اگر افراد آزاد باشند تا از میان سبکهای مختلف زندگی هر کدام را که خود می خواهند و می پسندند را انتخاب کنند و نهادهای دولتی یکی از آنها را برتر از سایرین ننشاند، در نتیجه شاهد خواهیم بود که عده ای سبکهایی از زندگی را برمی گزینند که ممکن است اخلاقی نبوده یا با باورهای اخلاقی و ارزشهای رایج اجتماعی سازگار نباشد. یا اینکه عده ای ممکن است از آزادی بیان برای تحقیر و تخفیف دیگران استفاده کنند یا بعضی مقدسات را زیر سوال ببرند و با استدلالاتی از این دست محدود کردن آزادی را توجیه می کنند.

اما محدود کردن آزادی سویه دیگری هم دارد و آن اینکه در نبود آزادی، قدرت حالت نامحدود به خود می گیرد و قدرت مطلق و نامحدود نیز لزوما به فساد و سوءاستفاده از آن می انجامد. بنابراین می توان اینگونه گفت که ما با انتخاب میان دو امر مواجهیم، یا پذیرش آزادی و بعضی سوءاستفاده های احتمالی از آن و یا پذیرش قدرت مطلق بدون وجود آزادی در مقابل آن و سوءاستفاده های ناشی شده از آن.

دلایل معرفتی و نیز شواهد تاریخی بسیاری می توان ارایه کرد که نشان می دهند سوءاستفاده از قدرت دارای تبعاتی بسیار تلخ است و شاید بتوان گفت قدرت مطلق ام المصائب آدمی است و با اطمینان می توان گفت که:

« سوءاستفاده از آزادی به مراتب بهتر از سوءاستفاده از قدرت است.»


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 11:41  توسط منصوربوستانی  |