تبليغاتX
دریچه
فرهنگ واندیشه

قوانین آزادی آدمی را محدود می کنند. قوانین گوناگون هرکدام به نحوی از میزان اعمالی که ما می توانیم انجام دهیم کاسته و آنها را ممنوع و غیر مجاز معرفی می کنند. از آنجا که آزادی آدمی در نگاه نخست دارای ارزش ذاتی است باید مواردی که آن را محدود می کند توجیه شوند و محدودیتهای حقوق  باید به درستی مشخص شده تا از محدود کردن بدون توجیه آزادی جلوگیری شود.

بدون شک حقوق دارای محدودیتهایی است. دولت از ابزار حقوق برای اجرای سیاستهای خود استفاده می کند. اما مرزهای این استفاده از حقوق کجاست؟ و این محدودیتها از چه نوعی است؟ آیا محدودیتی ابزاری- اهدافی است؟یعنی اینکه حقوق به عنوان یک ابزار قادر به برآورده کردن کردن هدفی خاص نیست؟ یا اینکه این محدودیت اصولی است، یعنی اینکه حقوق به لحاظ اخلاقی و اصولی مجاز به ورود به بعضی عرصه ها نیست؟

جان استوارت میل معتقد است که  تنها زمانی می توان عمل فردی را محدود کرد که عمل وی باعث زیان زدن به دیگران شود. اما عده دیگری معتقدند که باید از زیان فرد به خودش نیز توسط قانون جلوگیری شود و دیگر اینکه حقوق باید برای اجرای اخلاقیات به کار گرفته شود. دیدگاه اول را پدرسالاری حقوقی و دومی را اخلاق گرایی حقوقی گویند.

 پدرسالاری حقوقی(Legal paternalism):

پدرسالاری حقوقی بیان می دارد که دولت مجاز است تا در مواردی که ممکن است فرد آسیب فیزیکی و روانی به خودش وارد آورد دست به قانونگذاری بزند.

اخلاق گرایی حقوقی(Legal moralism):

اخلاق گرایی حقوقی دیدگاهی است که بر طبق آن حقوق می تواند به طور مشروع برای ممنوع کردن رفتارهایی که با اخلاق جمعی اجتماع تعارض دارد حتی در حریم خصوصی افراد مورد استفاده قرار گیرد.

.......................................................................................................................................

*این پست ادامه خواهد داشت


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 21:40  توسط منصوربوستانی  |