تبليغاتX
دریچه
فرهنگ واندیشه

گاهی ازدشواری هاوحوادث زندگی خسته ایم اماگاهی ازخودزیستن احساس خستگی میکنیم.

گاهی برای امروزوفردایمان برنامه مشخصی نداریم اماگاهی کل زندگی را فاقدهدف خاصی میدانیم.

گاهی ازبی کسی احساس تنهایی میکنیم اماگاهی تنهایی آدمی راپرناشدنی می یابیم.

گاهی ازفعالیتهای روزمره دلزده وخسته ایم اماگاهی که به کل زندگی وبازیهایش مینگریم آن رادرمجموع کسالت اورمی یابیم و میبینیم که زندگی چنگی به دل نمیزند...

میان دردهای آدمی تفاوت است.بعضی ساده ومرتفع شدنی اندکه البته اینهادردهای عمومی تری هستندبه این معنا که انسانهای بیشتری به انها دچارندوبعضی دیگرپیچیده تروگاهی رفع ناشدنی که خاص ترندوانسانهای کمتری به ان دچارندوشایدبتوانیم به انهابگوییم "دردهای وجودی".

برای اینکه روح خودرابهتربشناسیم لازم است که از دردهایی که میکشیم به خوبی آگاه باشیم وبدانیم که ازکدام دسته اند.بعدازاین شناخت است که میتوانیم رویکردمناسبی نسبت به انهااتخاذکنیم.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت 14:22  توسط منصوربوستانی  |